بر مغان و مغانی تاسف می توان خورد!

بخشعلی مرادی گرمی

طرح غیرکارشناسانه و احساسی انتقال سالانه پانصد میلیون متر مکعب از آب رود مرزی ارس که در دولت احمدی نژاد جزو مصوبات سفرهای استانی هیئت دولت قرار گرفته بود، اخیراً و در روزهای پایانی عمر دولت، کلنگ اجرایی آن توسط معاون اول رئیس جمهور قبلی به زمین زده شد. طرحی که از آن با عنوان «احیای دریاچه ارومیه؟!» نام برده می شود، قرار است سیصد میلیون متر مکعب از آب این رودخانه را برای آبیاری زمین های کشاورزی آذربایجان شرقی و غربی اختصاص دهد و فقط و فقط دویست میلیون متر مکعب از آن به دریاچه ارومیه تخصیص خواهد یافت که در این خصوص می توان گفت با روندکنونی خشک شدن این دریاچه، آب ارس هرگز به آن نخواهد رسید.
در حال حاضر یازده میلیارد متر مکعب از حجم بیست و چهار میلیارد متر مکعبی دریاچه ارومیه به سبب احداث غیرکارشناسی سدهای متعدد بر روی رودخانه های حوضه آبریز دریاچه، حفر غیرمجاز چاههای عمیق و نیمه عمیق، عدم استفاده از آبیاری تحت فشار و عدم تغییر الگوهای کشاورزی خشک شده و بنا به اظهار نظر متخصصان امر با ادامه روند فعلی تنها چهار سال تا خشک شدن کامل این دریاچه، زمان باقی است.
در حالیکه آب موجود کفاف زمین های کشاورزی منطقه مغان را ننموده و با اجرای شبکه پایاب سد خداآفرین و زیر آب رفتن هفتاد و پنج هزار هکتار دیگر از اراضی دیم و مراتع، این منطقه با کمبود شدید آب مواجه خواهد شد، انتقال آبی که حق مسلم مغانی هاست، نه تنها این منطقه حاصلخیز را از تولیدات کشاورزی و اشتغال مولد ناشی از آن محروم می نماید، بلکه مغان را با حجم عظیمی از مهاجرت به حاشیه شهرهای سایر نقاط و تبعات اجتماعی ناشی از آن گرفتار می سازد.
در این میان آنچه که مایه تاسف است، عدم حساسیت افکار عمومی به چنین طرح های غیرکارشناسی است. همه نشسته ایم تا ببینیم، برومند چکار می کند. با عرض معذرت از تمامی همشهریان باید بگویم ایشان به همان اندازه نماینده است که نمایندگان آذربایجان شرقی و غربی نماینده اند. اگر حساسیتی همچون حساسیتی را که عموم مردم شهرستان گرمی در حمایت از مهندس نصیری برای جلوگیری از انتقال شبکه سد در حال احداث عمارت را پشتیبان خویش نداشته باشد، چندین و چند برومند هم نمی تواند، کاری بکند.
چنانچه مستحضرید در زمان نمایندگی مهندس ناصر نصیری در مجلس هفتم، بحث تغییر شبکه سد عمارت به یکی دیگر از شهرستان ها مطرح بود که به پشتوانه واکنش و حمایت افکار عمومی بخش های انگوت، مرکزی و موران شهرستان گرمی، طرح چنین مباحثی در نطفه خفه شد. به طور حتم تغییر شبکه، کشاورزان دیمی کار بخش های انگوت و مرکزی را با ضرر جبران ناپذیری دست به گریبان می نمود ولی مردم فهیم موران نیز، بخوبی احساس می کردند که اگر سد عمارت آبی برای آبیاری زمین هایشان ندارد، حداقل رونق اقتصادی منطقه تاثیر غیرمستقیم خویش را بر زندگی آنان خواهد داشت.
مایه بسی تاسف و تعجب است که کشاورزان شهرستان های پارس آباد و بیله سوار علیرغم زیان و خسارت های مستقیمی که از اجرای این طرح خواهند دید، تا بحال از دست زدن به اقدام قانونی و مسالمت آمیز برای اعتراض به اجرای انتقال آب ارس، نه تنها پرهیز نموده اند، بلکه دریغ و درد که آنچه مشاهده می شود، بی اعتنایی و بی مبالاتی محض است. شاید منتظریم که انتخاباتی دیگر فرا برسد و نماینده شهرستان های پارس آباد و بیله سوار را به محاجه بکشانیم و سرکوفتش کنیم که چرا مانع نشدی!؟
واقعیت این است که اگر نصیری مانع تغییر شبکه سد عمارت شد، به پشتوانه حساسیت های عمومی بود که البته طرف مقابل شدن با یک نماینده نیز در این امر بی تاثیر نبود. نماینده وقت شهرستان گرمی در صورت لزوم فریاد برمی آورد. در حالیکه طرف مقابلش مردمی را نمایندگی می کرد که از اهمیت فواید اقتصادی طرحی که پیگیرش بود، غافل بودند.
برومند اگر چه همراهی و همدلی بعضی از نمایندگان استان اردبیل را با خود دارد اما اینان در مقابل خیل نمایندگان استان های آذربایجان شرقی و غربی، بدلیل غفلت عموم مردم استان اردبیل (علی الخصوص آنانی که بصورت مستقیم از اجرای این طرح متضرر خسارت های جبران ناپذیری می شوند) ظاهراً ناتوانند و اگر بی اعتنایی افکار عمومی در خصوص پیگیری از طرق مسالمت آمیز، اینگونه با بی تفاوتی ادامه یابد، دیگر آبی برایمان نخواهد ماند.